محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

351

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

بخش دوم بنى اسرائيل در بيابان 1 . اسرائيليان و پيدايى انديشهء وطن اسرائيليان بدين انديشه افتاده بودند كه براى زيستگاه خويش وطنى بيابند ، و قرعهء فال به نام كنعان زده بودند ، با اين كه كنعان ، پيش‌تر زيستگاه آنان نبوده است و يهوديان جز دورهء كوتاهى در روزگار اسحاق و يعقوب ، در آنجا نزيسته بوده‌اند ؛ و در همان روزگار يعقوب از پى خشك‌سالى طولانى و فراگيرى كه بدان دچار شده بودند از آن جا كوچ كردند و به درخواست يوسف كه در آن زمان عزيز مصر شده بود ، به آن سرزمين خوش و مناسب براى سكونت وارد شدند . « 1 » و در همان روزگار كوتاهى كه در كنعان ، در جنوب فلسطين مىزيستند نيز به گفتهء توراتشان آن اندازه زمين نداشتند كه در آن خيمه‌اى برپا كنند يا حتى مردهء خود را در آن به خاك بسپارند . « 2 » و اينك پس از خروج از مصر و به سخن درست‌تر پس از گريز از مصر و سرگردانى در بيابان‌هاى خشك سينا به انديشه مىافتند تا براى خويش وطن و زيستگاهى بيابند ، آن هم كنعان را ، چرا به گفتهء توراتشان « 3 » ، « يهوه » ، خدايشان آن سرزمين را به آنها مژده داده بوده است . بر اين پايه‌ها مىتوان گفت : پيدايى انديشهء وطن نزد يهوديان پس از آن بوده

--> ( 1 ) . سورهء يوسف ، آيات 58 - 100 ؛ سفر پيدايش ، 41 : 56 ، 46 : 34 . ( 2 ) . سفر پيدايش ، 23 : 1 - 20 ، 37 : 1 ، 47 : 9 . ( 3 ) . سفر خروج ، 3 : 8 ، 32 : 13 ، 33 : 1 - 2 .